محمدرضا جبارى

453

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي )

ايشان سؤال كنيم ، در حالى كه در آن مجلس چهل تن از شيعيان حضور داشتند . در اين حال ، عثمان بن سعيد برخاست و عرض كرد : يابن رسول الله مىخواهم درباره چيزى كه خودتان بدان آگاه‌تريد سؤال كنم ! حضرت فرمود : « بنشين اى عثمان » ! ولى عثمان بن سعيد با ناراحتى برخاست تا خارج شود ! حضرت كه چنين ديد ، فرمود : « كسى خارج نشود » ! از اين‌رو احدى بيرون نرفت . بعد از لحظاتى ، آن جناب صدا زدند : « اى عثمان » ! پس « عثمان بن سعيد » بر روى دو پا ايستاد . حضرت فرمود : « آيا بگويم براى چه امرى به اين‌جا آمده‌ايد ؟ » ؛ عرض كرد : « بلى يابن رسول الله » . فرمود : « آمده‌ايد تا درباره امام و حجّت پس از من سؤال كنيد » ! عرض كردند : بلى ! در اين هنگام طفلى به زيبايى پاره ماه ، كه شبيه‌ترين مردم به امام عسكرى عليه السّلام بود ، وارد شد ! حضرت فرمود : « اين امامتان پس از من و جانشين من بر شما است . از او پيروى و اطاعت كنيد و پراكنده نشويد كه در دينتان به هلاكت مىافتيد . بدانيد كه از اين پس او را نخواهيد ديد تا مدتى كه عمرى از وى بگذرد ؛ و از عثمان بن سعيد ، آنچه مىگويد بپذيريد و پيرو امر او باشيد و كلام او را قبول كنيد ؛ چرا كه او خليفه امامتان است و كار در دست او است » . 6908712 خ 0 115 خ در اين نقل ، امام عسكرى عليه السّلام همه شيعيان را موظف به تبعيّت از « عثمان بن سعيد » نمودند و او را به عنوان خليفه امام عليه السّلام معرفى و استماع كلامش و اطاعت از وى را لازم شمردند . از اين‌جا ، ضمن استفاده بابيّت او براى امام مهدى ( عج ) ، جايگاه علمى و معرفتى وى نيز به خوبى نمايان مىشود ؛ چرا كه خليفه امام و كسى كه پيروى از او واجب است ، مىبايست بيانات و كلماتش حاوى حقايق بوده و باطل بدان آميخته نباشد ؛ و اين مقامى است بس بزرگ كه براى هر صحابى امامى نيل بدان ميسّر نبود ! ازاين‌رو ، مقام بابيّت براى شخصى همچون « عثمان بن سعيد » كاملا قابل اثبات و پذيرش است . البته نكته‌اى كه در اين نقل ، مبنى بر ناراحتى و غضب « عثمان بن سعيد » از كلام امام عسكرى عليه السّلام آمده ، نيازمند تأمل است ، كه مىتوان حمل بر اين معنى كرد كه وى به علت حرص زياد بر شناسايى امام عصر براى حاضران ، اقدام به سؤال از امام عليه السّلام كرد ، و امام عليه السّلام نيز شايد به سبب حضور افراد نامحرم و غيرخودى ، موقعيت را براى پاسخ مناسب نمىديد ! لذا وى را امر به نشستن نمود ؛ و ناراحتى وى از اين بود كه مىترسيد تقيّه امام عليه السّلام موجب اخفاى امر جانشين آن حضرت شود ! و در حقيقت ، اين ناراحتى و غضب ، نه به خاطر اعتراض بر امام عليه السّلام ، بلكه براى امر امامت پس از امام عليه السّلام بوده است .